نور الدين جعفر بدخشى
53
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
و حضرت سيادت قدّس اللّه سرّه « 1 » اسماء عظام و القاب « 2 » ( آ : 14 الف ) حسام آنان را « 3 » كه مخبر « 4 » بودهاند به خط مباركش از براى مقبلان سرادقات « 5 » معارف « 6 » ايشان ثبت نموده است « 7 » و هذا تعدادهم : ( 1 ) شيخ محمود مزدقانى « 8 » ( 2 ) شيخ اخى « 9 » على دوستى ( 3 ) اخى محمّد حافظ « 10 » ( 4 ) اخى محسن « 11 » ( 5 ) اخى حسين ( 6 ) شيخ جبرئيل كردى « 12 » ( 7 ) شيخ خالد « 13 » ( 8 ) شيخ ابو بكر طوسى « 14 »
--> ( 1 ) آ : 14 الف ، ب : 13 الف ، ل : 10 الف ، ن : 95 الف ، ل : قدس اللّه سره ندارد ، ت : ندارد . ( 2 ) ل : اخبار . ( 3 ) ل ، ن : ندارد ، ن : آن را . ( 4 ) گ : مخير ، ت : مخبر بودند . ( 5 ) ب ، ن : سرادق . . ( 6 ) ل : متعارف . ( 7 ) ت ، ن : فرموده . ( 8 ) آ : مزدفانى . ( 9 ) كلمه « اخى » و شيخ از اسماء در آ حذف است . گ : اخى على دوستى . اخى : اخى لفظى است متداول گشته ميان خلق و ارباب طريقت اين لفظ را به معنى توضيح دادهاند . اول عام ، دوم خاص ، سوم اخص . مرتبهء اوّل : آنكه اسم اخى در لغت معنى برادر است و عامه مردم برادر كسى را دانند كه از يك مادر و پدر باشند . مرتبهء دوم : خواص مؤمناناند و علماى دين كه به قوت علم و نور ايمان از مرتبه تقليد و رسوم ترقى كنند و به حكم إنّ المؤمنون اخوة همه مؤمنان را برادر خوانند . مرتبهء سوم : اصطلاحى و آن ميان ارباب قلوب و اهل تحقيق است كه اين طايفه اين اسم را اطلاق مىكنند بر مقامات سالكان و جزوى است از فقر و چون مشايخ طريقت يكى را از اصحاب خود كه استعداد وى در دقايق مناهج طريقت نوعى از كمالات يافته باشد و انوار اسرار حقايق بر جان او تافته خواهند كه وى را خليفه خود سازند وى را خلقى تمام پوشانند كه عبارت از آن خرقه است و چون ارباب فتوت يكى را از اصحاب كه متصف بود به كرم و سخاوت و عفت و امانت و حلم و تواضع و تقوى او را « اخى » خوانند . على همدانى : رساله فتوتيه ، برگ 254 الف ، نيز دائرة المعارف اسلامى تحت كلمه فتوت و اخى . ( 10 ) گ : شيخ محمّد حافظ . ( 11 ) حافظ محمّد ، محسن تركستانى ، در مستورات برگ 353 الف ضمنا از ايشان ذكر آمده . ن : حافظ محسن ( بجاى اخى محمّد حافظ ، اخى محسن ) . ( 12 ) ت : الكركزى ، آ ، ب ، ل : الكردى ، مستورات برگ 356 الف جبريل بن عمر يوسف الكردى . علامه قزوينى دربارهء شيخ نوشته شرح حال اين شخص در هيچ جا نيافتم ولى در حدود سال 710 كمابيش و به قدر تيقن در حيات بوده است . و در كتاب منتخب المختار نوشته كه وى به سال هفتصد و بيست و سه درگذشت رك به : جنيد شيرازى ، شدّ الازار فى حط الاوزار عن زوّار المزار ، صص 111 ، 340 . ( 13 ) در رساله مستورات برگ 356 الف ضمنا مذكور شده . ( 14 ) رساله مستورات ، برگ 356 الف .